خرید بک لینک

درباره سایت

...من...

آخرین مطالب

امکانات وب

امشب آسمون شهاب باران میشه.

چیزی که دلم میخاد اینه که وسط کویر باشم , چادر بزنم, آتیش روشن کنم.

وقتی که شنل بافتنی رو دورم میپیچم بخاطر سرمای کویر و ماگ پر از قهوه رو دستم میگرم, به آسمون نگاه کنم. شهاب ببینم و آرزو کنم.

بوی قهوه بپیچه و صدای سوختن چوب.

فکر کردن بهش هم حس خوبی رو بهم میده.

اما مجبورم بتمرگم تو خونه و به آسمون کثیف تهران که هیچی توش معلوم نیست نگاه کنم.

+ تاريخ ساعت نويسنده حسانه

برچسب: نویسنده: ساناز کمالی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:52

صفحه بندی