خرید بک لینک

درباره سایت

...من...

آخرین مطالب

امکانات وب

چقدر الانمو دوست ندارم.

همه چی یهو قاطی شد, چیزای مهم و اعصاب خورد کن بیشتری هست که بخوام حرصشو بخورم, ولی نمیدونم چرا همش فکرم پیش "کچل"ه و دلم تنگ میشه براش, عصبانی میشم, نگران میشم و البته گاهی دلم میخواد بزنمش. همش حرفایی که میخواستم بهش بگم و فکر میکردم هنوز وقت هست رو با خودم مرور میکنم, البته تقصیر خودش بود, هی میگفت بازم حرف میزنیم. وااییی که چقدررررر عصبانیم الان. دلم میخاد بزنمش.

اوفففف کلافه شدم.

کاش همه چی درست شه یا اینکه بتونم از لحاظ فکری و روحیه برگرم به حسانه سال پیش.

الان نمیگم غمگینم نه. ولی فکرم خیلی درگیره, این درگیری رو دوست ندارم. اذیتم میکنه. کلافم میکنه.

اماااااا همه چی درست میشه... من مطمینم.

نمیشه تو حکمت خدا شک کرد. حتما درست میشه :)

برچسب: نویسنده: ساناز کمالی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 19:08

صفحه بندی